حجت الاسلام والمسلمین محسن حیدری، عضو مجلس خبرگان رهبری و راوی کتاب «ملاقات در ضاحیه» در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» با اشاره به نخسین دیدار خود با شهید سید حسن نصرالله، گفت: در این دیدار که در فضایی کاملا آرام و صمیمی صورت گرفت، من کتاب «ولایت فقیه» را که مدتی قبل به زبان فارسی نوشته بودم و انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آن را چاپ و منتشر کرده بود، به سید حسن نصرالله تقدیم کردم.
شهید نصرالله پس از تورق کتاب گفت که جوانهای ما با فقه سیاسی امامی آشنایی ندارند، ما در فقه شیعه بخشهای مهمی درباره فقه سیاسی داریم، اما چون این منابع با فرهنگ و ادبیات قدیمی نوشته شدهاند، مورد استفاده جوانهای ما نیستند و به همین دلیل شبهات زیادی درباره ولایت فقیه، حکومت اسلامی و مشارکت در مسائل سیاسی در ذهن آنان وجود دارد.
سید وضعیت جوانان شیعه را از این جهت «فقر» و وضعیت جوانان سنی را «قحطی» توصیف کرد و گفت جوانان اهلسنت به دنبال چنین ادبیات و آثاری هستند که فقه سیاسی امامی را با زبان روز و معاصر برای آنان تبیین و استدلال کند.
شهید نصرالله سپس کتاب را بست و مقابلش گرفت و ادامه داد: «ما از حوزه علمیه و امثال شما درخواست داریم چنین منابعی را برای ما تألیف کنید. من یقین دارم اگر جوانهای سنی با این ادبیات و این فرهنگ، با فقه سیاسی ما آشنایی پیدا کنند، جذب اهلبیت(ع) میشوند. امروز جوانهای انقلابی سنی به فقه سیاسی نیاز دارند و اگر بدانند چنین چیزی در فقه شیعه وجود دارد که نیاز آنان را برطرف میکند، از حقانیت معلول، پی به حقانیت علت خواهند برد.»
سید حسن همچنین گفت «مثلاً ما در لبنان ابهامات زیادی داریم؛ از یک طرف حکومت، اسلامی نیست؛ رئیسجمهور مسیحی، نخستوزیر سنی و رئیس مجلس شیعه است. بنابر نظریه فقه شیعه، این حکومت حکومت طاغوت محسوب میشود. حالا، آیا شیعیان حق مشارکت سیاسی دارند یا ندارند؟ آیا میتوانند نماینده مجلس شوند؟ میتوانند وزیر شوند؟ میتوانند استاندار شوند؟ میتوانند مسئولیت ادارهای را به عهده بگیرند؟ از نظر شرعی تکلیفشان چیست؟ فقه سیاسی امامی اینها را حل کرده؛ بنابراین نیاز داریم به اینکه در رابطه با مسائل ولایت فقیه، به سؤالات پاسخ داده شود.»
پس از نزدیک دو ساعت گفتگو، آن جلسه شیرین با شهید سید حسن نصرالله تمام شد و من در راه برگشت به محل اقامتم، به سخنانش میاندیشیدم؛ به درخواست مهمی که از حوزه داشت و من به عنوان یک پژوهشگر و نویسنده، خود را در قبالش مسئول میدانستم.

ماجرای دفاع جانانه اهلسنت از شهید نصرالله و مقاومت...
حجت الاسلام والمسلمین حیدری در ادامه به بیان خاطره ای از محبویت ایشان در ایران پرداخت و گفت: در سفر چهارم که به لبنان رفتم، شهید نصرالله نسبت به دیدار قبل که هشت سال از آن زمان می گذشت، قدری تغییر کرده بود و محاسنش تا حد زیادی سفید شده بود. به ایشان گفتم همه شیعیان شما را نماد اسلام، مذهب تشیع و پیشقراول جبهه اسلام در برابر کفر جهانی و صهیونیسم میدانند؛ تا جایی که گاهی اگر در مجلسی برای شما و حزبالله دعا نشود، جمعیت اعتراض میکنند.
عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: سید حسن نصرالله با تواضع خوشحالی خود را از این سخنان ابراز کرد و گفت طبیعی است و همین را از مردم ایران توقع دارد و آنان در حق حزبالله لطف دارند. او همچنین گفت خوشبختانه نهتنها شیعیان، بلکه در بسیاری از اهلسنت نیز این حسنظن نسبت به حزبالله وجود دارد.
سید مقاومت برای این موضوع، ماجرایی را که در شهر اربد اتفاق افتاده بود نقل کرد و گفت خطیب نماز جمعه در آغاز سخنان خود به شیعیان اتهام زده و گفته بود شیعیان اهلسنت را نجس میدانند. در میان حاضران ولولهای به نشانه ناراحتی از این سخنان تفرقهانگیز ایجاد شد.
شهید سید حسن گفت وقتی آن خطیب در ادامه اظهار کرد «سید حسن نصرالله دروغ میگوید که قصدش آزادسازی قدس است»، مردم عصبانی شدند و به سمت او حمله کردند و او را بهشدت کتک زدند؛ بهگونهای که مجبور شد از طریق بلندگو از پلیس کمک بخواهد.
کمی بعد، با اشاره به حرف سید حسن درباره محبوبیت حزبالله در بین اهلسنت، به ایشان گفتم، این محبوبیت طبیعی است. چون عملکرد شما از مصادیق «کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِالْخَیْرِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ» و «وَ انْ تَکُونُوا لَنَا دُعَاةً صَامِتِینَ» میباشد. کما اینکه امام خمینی به اینگونه، با عمل برای مذهب اهلبیت(ع) تبلیغ میکرد؛ لذا مردم مسلمان جهان، به برکت انقلاب اسلامی ایران، به مذهب اهلبیت(ع) روی آوردند و مقاومت اسلامی لبنان نیز همینگونه عمل کرد.»
نگرانی قرضاوی از گرایش به تشیع، باعث تغییر موضع او در قبال مقاومت شد
شهید سید حسن ادامه داد؛ نمونه دیگر از محبوبیت حزب الله در بین ملت های مسلمان، مربوط به تغییر در دیدگاه شیخ یوسف قرضاوی است. بعد از سال ۲۰۰۰ و پیروزی ما در اخراج صهیونیستها، همایشی توسط اتحادیه علمای اسلامی به ریاست شیخ یوسف در بیروت برگزار شد که اغلب شرکتکنندگانش اهلسنت بودند. شیخ یوسف قرضاوی هم در این همایش حاضر بود. آنجا به جز من و آقای محتشمی، مسئول وقت کمیته حمایت از فلسطین، شیعهای حضور نداشت.
شهید نصرالله می گوید؛ من یک سخنرانی محکم و پرشوری درباره آزادسازی لبنان از اشغال صهیونیستها ایراد کردم و جمعیت به وجد آمد. از جمله خود شیخ یوسف بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و وقتی که نوبت به سخنرانیاش رسید گفت: شیخ حسن، ما مثل بنیاسرائیل نیستیم که به موسی گفتند: «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»؛ بلکه ما مثل اصحاب پیغمبر هستیم که پیش از غزوه بدر به ایشان عرض کردند «اذهب أنت وربک فقاتلا إنا معکما مقاتلون»؛ ما هم امروز به شما میگوییم: «ای شیخ حسن، اذهب أنت و حزبالله فقاتلا اسرائیل و إنا معکم مقاتلون.»
شیخ قرضاوی وقتی این جمله را گفت، جمعیت از شدت هیجان سر پا ایستادند و ابراز احساسات کردند و سپس به سمتم آمدند و دست بیعت دادند؛ اما همین شیخ یوسف بعد از جنگ ۳۳ روزه، صد و هشتاد درجه چرخید و نسبت به حزبالله موضع مخالف گرفت؛ زیرا از موج پدید آمده به نفع تشیع پس از جنگ هراسیده بود.
سید ادامه داد؛ من از آقای دکتر محمد العوا که یکی از بزرگان اخوانالمسلمین مصر است و در انتخابات مصر هم شرکت کرده بود، درباره علت تغییر نظر شیخ یوسف سؤال کردم. ایشان گفت شیخ یوسف قرضاوی بعد از جنگ ۳۳ روزه به مصر آمد؛ وقتی که چند روزی گذشت و بعضی از بزرگان و اساتید الازهر و محققین برای دیدارش نیامدند، سراغشان را گرفت. به او پاسخ دادند «مگر نمیدانید که آنها شیعه شدهاند؟» خیلی جا خورد و از آن زمان احساس خطر کرد. سپس گفتم «گویا حتی فرزندش با آن اشعاری که در مدح شما سروده بود و از آن گرایش به تشیع استفاده میشد، در ایجاد هراس در دل او مؤثر بود.»
شهید نصرالله ادامه داد؛ یک وقتی شیخ ابوالعزائم که از علمای الازهر است و بیش از هشتاد سال دارد، نزد من آمد. پرسیدم «چه کسی میگوید که در مصر موج گرایش به تشیع خیلی قوی است؟ مگر ما چه کاری برای گرایش مردم مصر به تشیع کردهایم؟ به چه کسی گفتهایم بیاید شیعه شود؟ چرا دولت مصر از آزادی در روابط با ایران میترسد؟ مگر کسانی که از ایران جهت گردش به مصر میروند چه تأثیری بر مذهب مصریها دارند؟» شیخ ابوالعزائم در جواب گفت؛ «البته این فرمایش شما درست است که شما کسی را به شیعه شدن دعوت نکردهاید؛ اما واقعیت این است که این گرایش در مصر خیلی قوی است. اگر روزی مردم مصر آزادی پیدا کنند معلوم میشود که بسیاری از آنان شیعه شدهاند!»
سید حسن در ادامه درباره ترس و ناراحتی شیخ یوسف گفت «وقتی طی بیانیهای خطاب به علمای اهلسنت هشدار داد که مواظب جریان تشیع باشید، قائممقامش از آن بیانیه انتقاد کرد که موجب عزل او از اتحادیه علمای جهان اسلام شد. به دستور شیخ یوسف کمیتهای حقیقتیاب برای تحقیق درباره مستبصرین تشکیل شد و آنان پس از چند سال تحقیق به این نتیجه رسیدند که بیش از پنجاه میلیون نفر از اهلسنت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا آن زمان (۲۰۰۶م) شیعه شدهاند. ماحصل این تحقیقات در کتابی درباره گرایش به تشیع گردآوری شد و در آنجا با ذکر آمار مناطق مختلف دنیا، گرایش این تعداد به تشیع پس از پیروزی انقلاب اسلامی ثابت گردید. این کتاب محرمانه است ولی به دست ما رسیده؛ البته این عدد مبالغهآمیز به نظر میآید.»
من عرض کردم؛ «با توجه به صحبت ابوالعزائم و قرائن دیگر، این عدد شاید کمتر از واقعیت باشد.» سید سری تکان داد و گفت: «بعید هم نیست.»











نظر شما